پرويز اذكائى

132

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

زردشت پيامبر ايرانى در سدهء هفتم ظهور كرده باشد ( كه محقّق نيست ) آن قرن آغاز تمدّنى جديد از نوعى بسيار عالى به نظر مىرسد ، تمدّنى كه هنوز در دنياى امروز نيرويى زنده است » « 1 » . بايد گفت ، آن تمدّن يا فرهنگ و دانش‌آورى شهرآسايى كه مبدأ يا مشخّصه‌اش ظهور دين زردشتى دانسته آمده ، به همين دليل ( لمّى ) علوم منسوب بدان صبغه يا جنبهء دينى داشته است . اين همان سيماى ديگر از وجوه هرم معرفتى است - كه مكرّر ياد كرديم و شاهد آورديم - كه دين و دانش ( - علم ) و حكمت ( - فلسفه ) در مشرقزمين - خصوصا در ايران باستان - خود مقوله‌اى واحد باشند . بنابراين ، همان‌طور كه ملاحظه شد فلسفه از دين جدا نبوده ، علم نيز از دين - و هم فلسفه - سوايى نداشته است . به عبارت ديگر ، در پىجويى آثار علمى ايران باستان نبايد منحصرا به دنبال عناوين مستقلّ كتابهاى « طبّ » و « نجوم » و « هندسه » و « جغرافى » و « فيزيك » گرديد ، چنان‌كه مثلا ممكن است در يونان باستان به تأليف بقراط و اودوكسوس و اقليدس و هكاته و ارسطو و جز اينان آثارى در اين موضوعات پديد آمده باشد ، بل در ايران باستان همهء اين‌ها جمعا در « كتاب دين » - يعنى جزو نسكها و دفترهاى « اوستا » يى مدوّن بوده و وجود داشته است . انتظار و توقّعى جز اين همانا عبث و اصلا غير عقلانى است . شايد بهتر از اين نشود مطلب را حالى اذهانى كرد كه برحسب تربيت يونانى مآبانهء چاره‌ناپذير ، همواره يك ديوار چين بين فلسفه و دين و يا علم و دين حائل و فاصل مىدانند ؛ ما با درست و نادرست يا حقّ و باطل قضيه مطلقا كارى نداريم و در موقف داورى و ارزش‌گذارى هم نيستيم ، بلكه در مقام تاريخ‌نگارى واقع امر در مورد علوم ايرانى تقريبا همان است كه توضيح شد . به قول اولمستد : « در شرق باستان دانش بر ضدّ دين نبود ، بلكه در زير سايهء معبد رشد مىكرد . اخترشمارى دير زمانى بود كه كاهنان بابلى را با آسمان‌ها آشنا كرده بود ؛ و اصطلاحات اين دانش را فراهم كرده بودند » « 2 » . گواه بر اين‌همانى دين و دانش ، يشت شانزدهم اوستاست به نام « چيستا » كه فرشتهء علم باشد ، اسم ديگر آن همانا « دين يشت » است كه از همين فقره دانسته مىآيد « دين و دانش » همبر يكديگر بوده‌اند . چيستى يا چيستا به معناى دانش و معرفت كه آن را به « علم »

--> ( 1 ) . مقدّمه بر تاريخ علم ( ترجمهء غلامحسين صدرى افشار ) ، ج 1 ، ص 106 . ( 2 ) . History of the persian Empire , p . 200 .